آیا می پنداری که جسم کوچکی هستی ؟ولی درون تو جهان بزرگی نهفته است.(امام علی علیه السلام)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
خانه » سلامت روان » با افراد روان رنجور آشنا شوید
با افراد روان رنجور آشنا شوید

با افراد روان رنجور آشنا شوید

شاید همه ما در زندگی خود با افرادی برخورد کرده ایم که از شخصیت های روان رنجور به حساب می آمدند اما شما با این ویژگی شخصیتی آشنا نبوده اید. شناخت از ویژگی های شخصیتی باعث می شود بتوانیم تعاملات بهتری با دیگران شکل دهیم. در این نوشتار به تبیین روان رنجوری در افراد و انواع گرایش های روان رنجور آشنا می شویم.

فردی که از روان رنجوری رنج می برد، می داند که در زندگی می خواهد چه کار کند و از قصد خود در رابطه با افراد و اشیا، کم و بیش مفهوم روشنی در ذهن خود شکل داده است، هر چند به دلایل نامشخص تلاش های او به موفقیت ختم نمی شود.
در حالی که او قصد دارد منطقی رفتار کند، حرفهای احمقانه به زبان می آورد، کسانی را که می خواهد تحت تاثیر قرار دهد آزار می دهد، و همه چیز برایش مشکل افرین می شود.

افکار کسی که از روان رنجوری عذاب می کشد بیهوده نیستند، بلکه در واقع حالت های مبالغه آمیز از دیدگاهی معقول تر می باشد. مثلا کسی که همیشه احساس کند که بیش از حد ممنون کارهایی باشد که دیگران برایش انجام می دهند، از روان رنجوری خفیفی برخوردار است. حق شناسی او بی جا نبوده ،اما از حد خارج شده است. نگرش فرد روان رنجور در واقع ابلهانه نبوده، بلکه نسبت به موقعیت های واقعی نامناسب است. روان رنجور همیشه کسی بوده که می توان با او منطقی ومعقول صحبت کنید، و اگر سعی شود، می تواند به تصویر کاملا درستی از آنچه برایش اتفاق می افتد،دست پیدا کند. به عبارتی چنین شخصی ذهن خودآگاهی دارد که به صورتی معقول سازمان یافته است ،اما در عین حال با آنچه رخ می دهد سازگار نیست و اغلب پایش رفتارش از دستش خارج می شود.

 

نیازها و گرایش های افراد روان رنجور

هریک از این مکانیزم های محافظت از خود می تواند آنچنان بخش دائمی شخصیت فرد شود که شکل نیاز را در تعیین رفتار فرد به خود بگیرد. ده نیاز روان رنجور عبارت اند از:

محبت و تایید
همسر سلطه جو
قدرت
بهره کشی
مقام
تحسین
پیشرفت یا جاه طلبی
خود بسندگی
کمال
محدودیت های تنگ برای زندگی

 

همه ما این نیازها را تا اندازه ای داریم. هیچ یک از این نیازها به مفهوم روزمره و گذرا، نابهنجار یا روان رنجور بحساب نمی آید. چیزی که آنها را نابهنجار می نماید این است که فرد به عنوان تنها راه برای حل کردن اضطراب بنیادی، بی اختیار به دنبال ارضا کردن آ نیاز ها برود. ارضا کردن این نیازها به ما احساس امنیت نمی دهد، بلکه فقط کمک می کند تا ما از ناراحتی ایجاد شده توسط اضطراب، فرار کنیم. این نیازها را می توان در سه طبقه دسته بندی کرد که هر یک نشانگر نگرش های فرد نسبت به خود و دیگران است.

 

گرایش های روان رنجور

حرکت به سوی مردم ( شخصیت مطیع)
حرکت علیه مردم ( شخصیت پرخاشگر)
حرکت به دور از مردم(شخصیت اجتنابی)

 

شخصیت مطیع

 

میل به حرکت به سوی مردم را نشان می دهد، شامل نیاز شدید و مداوم به محبت و تایید، میل به عزیز بودن و محافظت شدن. افراد مطیع این نیازها را به هرکسی نشان داده و معمولا به یک فرد سلطه جو، مانند دوست یا همسر احساس نیاز می کنند تا که مسئولیت زندگی آنها را قبول و از آنها محافظت کرده و آنها را راهنمایی نماید. برای تصاحب اهدافشان، دیگران، مخصوصا همسر خود را به بازی می گیرند. طبق آرمان ها و انتظارات دیگران رفتار و طوری عمل می نمایند که دیگران آن را از خود گذشته و سخاوتمند بشناسند. امیال خودشان کمتر از امیال دیگران برایشان مهم است. برای جلب محبت، تایید و عشق دست به هرکاری که شرایط بطلبد می زنند. نگرش آنها نسبت به خودشان همواره نگرش درماندگی و ضعف خواهد بود. شدیدا وابسته می گردند و به تایید و اطمینان خاطر مداوم احساس نیاز می کنند. هر گونه نشانه طرد شدگی، خواه واقعی باشد یا خیالی برای آنها وحشتناک خواهد بود. منبع این رفتارها، خصومت سرکوب شده فرد می باشد. احساسات عمیق سرپیچی و انتقامجویی خویش را سرکوب کرده اند. آنها می خواهند دیگران را کنترل کرده، از آنها بهره بکشند، و آنها را به بازی بگیرند که این درست برعکس آنچه رفتارها و نگرش های آنها نشان می دهد است.

 

شخصیت پرخاشگر

 

این افراد علیه مردم جبهه می گیرند. آنها به گونه ای خشن و آمرانه، بدون توجه به دیگران عمل می کنند و برای به دست آوردن كنترل و برتری كه بسیار برای آنها حیاتی محسوب می شود، باید همواره در سطح بالا باشند. آن ها به وسیله ممتاز بودن و به دست آوردن شهرت كه برتری آنها را تأیید می نماید، ارضا می گردند. این افراد برای اینکه از دیگران پیش بیفتند برانگیخته شده و درباره هر کسی، برحسب منفعتی كه از رابطه با آنها دریافت می کنند، قضاوت می نمایند. آنها برای خشنودی دیگران تلاشی به خرج نمی دهند بلكه جر و بحث، انتقاد و پافشاری کرده و هر كاری كه برای به دست آوردن و حفظ برتری و قدرت لازم باشد انجام خواهند داد. آنها برای این كه بهترین باشند سخت خود را تحریك می نمایند، بنابراین در شغلشان ممكن است موفق به چشم آیند. آنها از توانایی های خود مطمئن بوده و در نشان دادن و دفاع از خود بی پروا می باشند.

شخصیت اجتنابی

 

افراد مبتلا به این اختلال از تماس بین فردی به دلیل ترس از انتقاد، عدم تأیید و یا طرد شدن اجتناب می نمایند و برای این جدایی تلاش می کنند تا خود بسنده باشند.
برای همین بر امكانات خودشان متكی می شموند و بی نیازی اعلام می نمایند. برعكس افراد مبتلا به شخصیت وابسته، این افراد از برقراری ارتباط جدید دوری می نمایند، مگر این كه كاملاً مطمئن شوند که بدون هیچ انتقادی مورد محبت و پذیرش افراد واقع می شوند.
میل زیاد به تنهایی باعث می شود كه تجربه ای مثل گوش دادن به موسیقی نیز این افراد را آشفته نماید. آنها از هر گونه قید و بند مثل جدول زمانی، برنامه زمان بندی شده، تعهدات طولانی مدت و گاهی حتی فشارهای بسیار كوچك در زندگی فرار می کنند. آنها به برتری احساس نیاز می کنند، اما نه به شیوه شخصیت پرخاشگر. چون قادر نیستند به طور فعال بادیگران رقابت نمایند. یكی از جلوه های این حس برتری، احساس بی نظیر و مجزا بودن و فرق داشتن آنهاست و آنها جلوی تمام احساسات خود نسبت به دیگران، مخصوصاً عشق و نفرت را سد می کنند یا این كه آنها را انكار می نمایند.
این افراد به خاطر محدودیت عواطفشان، بر عقل، منطق و هوش تاکید زیادی می نمایند. رفتار اجتنابی اغلب در نوزادی یا كودكی همراه با خجالتی بودن، منزوی بودن و ترس از غریبه ها و موقعیت های جدید بروز می نماید. اگر چه خجالتی بودن كودك یك پیش سیر برای این اختلال می تواند باشد، در بیشتر افراد با بالا رفتن سن به تدریج ناپدید می گردد.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است