شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
خانه » سلامت روان » درون گرایی یا برون گرایی؟
درون گرایی یا برون گرایی؟

درون گرایی یا برون گرایی؟

شخصیت شامل ویژگی های نسبتا پایداری می باشد که به رفتار های ما شکل می دهد. روانشناسان در نظریه های خود خصوصیات شخصیتی متعددی را ارائه کرده اند که یکی از مشهور ترین فاکتور های شخصیت درونگرایی و نقطه مقابل آن برون گرایی است. درون گرایی و برون گرایی به دلیل تاثیر بر همه جنبه‌های زندگی ما توجه زیادی را به سمت خود کشانده است. در این نوشتار به بررسی ویژگی ها، تفاوت ها و نقاط ضعف و قوت درون گرایی و برون گرایی می پردازیم.

درون گرایی به رفتاری اطلاق می شود که با دیدگاه درونی، ذهنی همراه باشد. فرد درون‌گرا آمادگی بیشتری برای خودداری و تسلط بر نفس دارد. این افراد تمایل کمتری دارند که در جمع حضور یابند و بیشتر دقت خود را برای مطالعه و فعالیت‌های ذهنی انفرادی صرف می کنند.

برون گرایی رفتاری است که با دیدگاه عینی و خارجی نمایان است و با فعالیت عملی بالاتری همراه می باشد. افراد برون‌گرا آمادگی کمتری برای تسلط بر نفس خویش دارند. معمولا نسبت به افراد درونگرا اعتماد به نفس افراد برونگرا بیشتر است. برای آن ها بودن در جمع و فعالیت های گروهی بر فعالیت های انفرادی برتری دارد.
در گذشته برداشت به این شکل بود که یکی از این دو بعد بر دیگری ارجح است. اما مطالعات اخیر نشان می دهند که چنین فرضی صحت ندارد و هر از این ویژگی ها دارای نقاط ضعف و قوت خاص خود هستند.

درون گرایی یعنی چه؟

کسی که اولین بار خیلی مفصل و منظم درباره درون گرایی و برون گرایی نظر خود را ارائه کرد، کارل گوستاو یونگ روانشناس مشهور سوئیسی بود. او معتقد بود درون گراها کسانی اند که وقتی با جهان بیرون رو به رو می شوند، دودل و منفعل هستند. درون گراها معمولا آدم‌های توداری بوده اند و خودشان را ابراز نمی کنند. آنها احساسات و هیجان‌هایشان را فقط برای دوست‌های معدود خیلی صمیمی بیان می کنند. برای همین اگر به یک فرد دروانگرا بنگرید، با اینکه حس می‌کنید دارید آدم مودبی را می بینید اما اگر او را نشناسید، تصور می نمایید، با آدم بی اعتنایی رو به رو هستید. برخلاف آن چیزی که فکر می نمایید، برای درون گراها داشتن فردیت خیلی اهمیت ندارد، آنها اتفاقا اگر عضو گروهی باشند کاملا خودشان را با آن گروه یکی و یگانه حس می کنند. آنها به مشابهت بیشتر از تفاوت علاقه مندند. برون گراها همیشه درون گراها را به خیالباف بودن، احساساتی بودن، عجیب و فریب بودن و ذهنی گرایی توصیف می کنند.

 

 

۲٫ برون گرایی یعنی چه؟

برون گراها کلا در دنیای بیرون سیر می‌نمایند. آنها دوست دارند که سرخوش، اجتماعی، رقابت جو، سریع و واقع گرا به چشم آیند. برای آنها بهتر و مطلوب تر است که هر چیزی که شفاف تر و مشخص تر باشد. آنها نمی توانند ابهام را تحمل ‌کنند. غیر از این، برخلاف درون گراها، برون گراها عاشق فردیت می باشند. آنها دلشان می‌خواهد که با دیگران فرق کنند و این فرق داشتن را بروز دهند. برای همین است که برون گراها خیلی رقابت جو، مستقل و حتی پرخاشگر می توانند باشند. یک آدم برون گرا گاهی حتی اشتباه قبلی خودش را قبول نمی کند و با لجاجت اصرار دارد حرفش را به کرسی بنشاند. درون گراها، برون گراها را به پرحرف بودن، سطحی بودن، پرخاشگر بودن و بی توجهی به دیگران محکوم می کنند. نکته جالب بحث اینجاست که با وجود همه این اتهام‌های متقابل، در ۴۰ سالگی معمولا آدم‌ها به طرف مقابل شخصیتشان گردش می کنند. برون گراها، درون گرا می‌شوند و برعکس. به قول یونگ ظهر زندگی است آدم حتی درمورد عمیق ترین ویژگی‌های شخصیتی اش هم تردید می نماید.

 

درون گرایی با برون گرایی؛ کدام یک برتری دارد؟

روانشناسان باور داشتند که برون گرایی با احساسات مثبت ارتباط دارد به همین دلیل افراد برونگرا معمولاً شادتر از افراد درونگرا به چشم می آیند. در واقع مطالعات نشان می دهد که می توان به صورت دقیق تر و علمی تر استنتاج کرد که افراد برون گرا احساسات مثبت بیشتری را نسبت به افراد درون گرا تجربه می نمایند. البته این موضوع بدین معنا نیست که هیچ درونگرای شادی پیدا نمی کنیم زیرا مطالعات تجربی در مورد گروهی از افراد که شاد بوددند نشان داد که دستکم یک سوم آن ها افراد درون گرایی وجود داشتند.

 

به طور کل در اجتماع همواره ویژگی های برون گرایی مورد حمایت بیشتر قرار می گیرد و ترویج می شوند اما به هیچ وجه به این معنا نیست که درون گرایی هیچ نقطه مثبت یا برتری نسبت به برون گرایی نداشته زیرا یکی از ویژگی های عمده افراد درون گرا، خلاقیت منحصر به فرد است که دارند و افراد درون گرا در محیط های کاری می توانند مدیرهای بسیار خوبی محسوب شوند زیرا به جای تلاش برای موفقیت های شخصی، به کارمندان خود آزادی عمل بیشتری برای دنبال کردن پروژه های کاری به صورت مستقل داده اند که به موفقیت کل مجموعه منجر خواهد شد. بدین ترتیب افراد درونگرا در مقام مدیریت بیشتر به اهداف سازمانی و تشکیلاتی بها داده اند تا اینکه اهداف شخصی و کوتاه مدت خود را دنبال کنند.

از این رو اگر چه در جوامع کنونی اغلب برون گرایی را تبلیغ، ترویج و تشویق می شود اما درون گرایی نیز مزیت های و برتری های خاص خود را شامل می شود. بدین ترتیب نمی توان قاطعانه ابراز نظر کرد که برون گرایی بهتر است یا درون گرایی زیرا هر کدام مزایا و نقاط ضعف خود را دارند و دانستن ویژگی های شخصیتی هر فرد به او کمک می نماید که تعامل بهتر و موثرتری با شرایط محیطی و اطرافیان خود ایجاد کنیم.

0

User Rating: نفر اول باشید!

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است